|
پنجشنبه یازدهم مهر 1387 تو سه دفعه قبلی که امدم پیشت قول می دادم که این دفعه آخرین باره که دارم درباره اون موضوع نامردی تو حرف بزنم ولی جدی نمی شد با هر کاری که تو میکردی... این دفعه هم قول دادم ولی با این که سخته ولی روش می مونم اما امیدوارم حداقل این دفعه رو راست بگی دوست دارم نی نی
امیدوارم این روزو ببینم. شما بگین میشه یا نه؟؟؟
دوشنبه هفدهم تیر 1387 وقتایی که خیلی دلم برات تنگ
همون حسی بهم دست میده که وقتی تو بغل تو هستم
از هوش رفتم وپشت سر هم صدام میکنی و من جواب نمیدم
دارم اون لحظات ضبط میکنم برای روزایی که نیستی کاش این فاصله ها نبود چرا برا دیدنت باید این همه روزو صبر کنم
معنیش از زمیییییییییین تا آسمون با فرق داشت و حرف حرف بهت میگم تا تو بهم بچسبونی و جماه رو خودت بلند بگی
لرا رو وقتی خریدم که هنوز همدیگه رو ندیده بودیم و اون روز تو واسه من خیلی نگران بودی چون رفته بودم دکتر قلب اون موقع ها صدات میکردم لرا
این عکس لراجونه پ. ن۱= این مطلب رو خیلی وقت پیش نوشته بودم قبل شروع دعواها پ. ن ۲=خیلی سخته که آدم با عشقش باشه ولی نتونه حرفای دلشو بهش بزنه
|
|